صبورِ من
-
تاریخ: 1396/7/12 ساعت: 20:15
خوبِ من شكوِه مكن خرده مگير صابر باش من اگر ناباور و بى طاقتم تو صبورى پيشه كن دل من مجروح است اعتمادم سوخته كوهى از كذب و دروغ روى گوشم سنگين خوبِ من، تو صبورى پيشه كن من كمى تنهايم من كمى معتادم من كمى بر تنهايى خود معتادم ترك من آسان نيست صبر ايوب خواهد مرد ميدان هاى سخت، تو صبورى پيش كن دست من ن...
عصر احتمالات
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:38
سرجايش نيست، هيچ در اين بى نظمى مطلق، تقلايم ديدنيست دست و پا مى زنم بهر چه؟ نمى دانم خود در اين عصر احتمالات، هيچ چيز حتمى نيست ليك حتم دارم من كه جهانم اين نيست سوگند راسخ ٢٦ خرداد ١٣٩٦
مسيحايى
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:38
گورستانى با هزاران قبرو هزاران قبر با ميليون ها حرفدر من مدفون استبراى هر بار لب گشودن،نبش قبر بايد كردسنگِ سخت را بشكنمكفن از حرف مى دَرَمگلاب خواهم پاشيدو جنازه ها جان مى گيرندتنها اگر تو مسيحايى دَمَت را بدمى... سوگند راسخ ١٠ مرداد ١٣٩٦
رويش تو
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 11:14
چشمانم را مى گيرمنمى خواهم ببينمتدهانم را مى بندمنبايد صدايت كنمشامه ام را كور مى كنمبايد از سرم بيبفتد هواى تونه نگاهت، نه نامت، نه عطرتهيچ كدام حق من نيستصورتم را با دستانم مى پوشانم از دستانم چشم مى رويدلب جوانه مى زندبينى زاده مى شودسلول سلول از تو احيا مى شومدر رگ هايم جاى خون، عشق جاريستحتى اگ...
كاش
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 11:14
كاشپلكى بزنمچشم ببندمهمه چيز محو شود... سوگند راسخ٢٣ اسفند ١٣٩٤
شب پرسه
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 11:14
يكى شب پرسه هاى هر شبش رادر اطراف محل ما گذاشته قدم مى زند او آهسته هر شبچه تهران ها كه زير پا گذاشته از اين عالم به دور افتاده انگارخودش را گوشه اى جدا گذاشته شبى كه مثل هر شب گيج و گم بوددلش را در خيابان جا گذاشته فراموشش شده اين قلب رنجورچه بى رحمانه در سرما گذاشته به مانند يتيم بى پناهى رها در ب...